تبليغاتX
علیرضا پورصباغ و حمید لازمی و سینما
همه چیز در باره سینما

علیرضا پورصباغ

بالاخره با تمام حواشی فیلم کتاب قانون اکران شد و ریال گاو صندوق از تلویزیون پخش د تتا نیمه دوم سال هزار سیصدو هشتادو هشت به نام مازیار میری ثبت شود . به همین منظور با وی به گفتگو نشستیم .

 

چرا اغلب این اتفاق می افتد و سریال های در حال تصویرداری و یا زیر تیغ تدوین در تلویزیون  پخش می شود ، مثل همین کار شما سریال گاو صندوق که بعد از پایان تصویرداری همه ی عوامل  عجله دارند  تاهر قسمت تدوین شود تا سریال به باکس پخش برسد.  آیا این روش  به روند تولید و پخش سریال های مختلف لطمه نمی زند ؟

این اتفاق امکان دارد بیافتد و ما شانس آوردیم پس از پایان فیلمبرداری پخش ما شروع شد با ذکر این نکته که قرار بود برنامه پخش سریال چندی دیرتر باشد اما به دلیل اینکه  شبکه برنامه هایی برای پخش سریالهایش داشت و طبق گفتگویی که با مدیر فیلم و سریال شبکه داشتیم  احساس کردیم که این شرایط برای پخش بهتر است ،اصلا قرار بود سریال یکروز درمیان پخش شود، اما به دلیل تقارن آن با ماه محرم قرار شد هر شب پخش داشته باشیم و هر شبی سبب عجله واسترس می شود. اما من از زمان پخش ساعتی هر شب و این که قبل از محرم پخش شد راضی هستم .چون مردم به هر شب سریال تماشا کردن عادت کردنده اند.

من نیز در ابتدا نسبت به این روند موضع داشتم ، سریال هر شبی  ،شاید کمی شان و منزلتی که انتظار می رفت را نداشته باشد ،اما در حال حاضر متوجه شدم مردم بیشتر دوست دارند و دوست دارند زودتر به انتهای موضوع برسند و هر شب سریال تماشا کردن گویا به عادت مردم تبدیل شده است .واین شیوه جواب بهتری می دهد .

در هر دو اثر شما ( فیلم سینمائی کتاب قانون ،سریال گاو صندوق )  ،  مدلی از کمدی را تجربه کردید که به نظر من بیننده جذب می کند اما سینمای آرمانی شما نیست ،فکر می کنم سینمای آرمانی شما قطعه ناتمام است ؟

من چندین بار قبل گفتم آدم تجربه گرائی هستم دوست دارم داستانم را خوب تعریف کنم ،من دوست دارم مدل و گونه های مختلف را تجربه کنم ،تجربه کردن را به شدت دوست دارم و فکر می کنم نمونه بارز و مهم آن فیلم ساز مورد علاقه من کیانوش عیاری است ،  کیانوش عیاری برایم یکی از مهمترین فیلمسازانی است که دوستش دارم و کارهای او برایم جذاب است ،  به نظرم آقای عیاری فیلمسازی تجربه گرا است ، من نیز تجربه کردن را بسیار دوست دارم و  تجربه کردن ژانرهای مختلف برایم جذاب است، اما دوست دارم در همه کارهایم مازیار میری را حس کنند اینکه درگاو صندوق و کتاب قانون سعی کردم طنزی را استفاده کنم که با آن بتوان یک حرف جدی زد به این دلیل است که اصولا لودگی را دوست ندارم ،آنچیزی که اسمش نامش را طنز گذاشتند  کمی نامش فرق می کند ،طنز یا کمدی شان و منزلت دیگری دارد ،اما امروز آنچه از آن به عنوان طنز یا کمدی نام می برند بیشتر لودگی به نظر می آید ،سعی کردم لودگی نکنم و حرفهای مهمتری را با این زبان بگویم .

باید بین مفهوم طنز و کمدی تفکیکی قائل شویم وقتی می گوییم طنز عملا آیتم های طنز در ذهن متبادر می شود ؟

برای اینکه در زمینه فرهنگ سازی بین این دو  مقوله  تفیکیکی قائل  نشدیم ،اما به واقع اینگونه نیست ، شاید بشود اینگونه تعریف کردکه من در کتاب قانون و گاو صندوق یک موضوع جدی ویک نقد اجتماعی  را با زبان  کمدی رومانتیک، به صورتی مفرح بیان کردم شاید به این واسطه می توان مخاطب بیشتری داشت و آنها را پای حرف جدی نشاند .

خود شما به دلیل داشتن آرمانهای سینمائی از تجربه کردن ژانر کمدی راضی هستید ؟

فکر می کنم هر دوتجربه برایم جذاب هستند ، اما کتاب قانون اتفاق مهم تری در کارنامه من است  ، در حال حاضر که بیشتر آمارهای سازمان صدا و سیما را که به من می گویند ،  تماسهای مخاطبین با سازمان برای هر فیلمسازی جذاب است .برای هر فیلمسازی مخاطب زیاد  داشتن جذاب است مخاطبی که به هر قیمتی به دست نیامده ،البته با توجه به سئوال شما من دلم برای سینمای قطعه ناتمام تنگ شده است .

  فیلمی مثل قطعه ناتمام شاید اقشار روشنفکر را راضی می کند اما نمی توانید شما بخش بزرگی از جامعه و مردم صحبت کنید این موضوع را می پذیرید ؟

من دلم برای ساخت فیلمی همچوقطعه ناتمام تنگ شده است امیدوارم پیوندی بزنم بین کتاب قانون و آن نوع فیلم که در زبان حرفه ای تر  مخاطب بیشتر داشت.

پس با توجه به فضای سیما می توان در میان این سریال کمدی آوانگارد هم ساخت ؟

کاری بس دشواری است .

سئوالی که پیش می آید این است بسیاری از کارگردان های صاحب نام سینما در ژانر کمدی صاحب سبک شدند ؟

بله و وایلدر بزرگترین آنهاست .

اما یک نکته راجع  به کاراکتر های گاوصندوق  همه افراد به نوعی سیاه و سفید هستند که سبب رشد بستر طنز در چنین اثری می شود  ؟

البته باید از نویسنده های این سریال راجعه به این موضوعات  سئوال کرد آقای مصطفی عزیزی و آقای امیر عربی که به نظرم متن بسیار خوبی را در اختیار من قرار دادند،خصوصا که برخلاف سریال های دیگر متن کاملی را در اختیارم  قرار دادند معمولا رویه ساخت سریال بدین صورت است که قسمتهای بعدی حین ساخت نوشته می شود .

معمولا ساخت سریالهای تلویزونی با فیلمنامه دو سه قسمتی شروع می شود ؟

این اتفاقی حرفه ای برای ساخت یک سریال نیست .اگر از زوایه کارگردانی بخواهیم نگاه کنیم به نظرم در گاو صندوق اتفاقا آدمهای جامعه خودمان را که مابه ازای آن وجود دارد می بینیم .اصلا نمی توانیم بگوئیم  آدمی سفید و دیگری سیاه است .به نظرم تمام کاراکترها خاکستری هستند و جامعه است که به این افراد رنگ می دهد ،شرایط زندگی و جامعه است که به این افراد رنگ سیاهی یا سفیدی می دهد .

 در قسمتهای انتهایی  کاراکترهایی را که بیننده فکر می کرده بعد مثبتی دارند به ابعاد شخصیتی آنها خدشه وارد می شود.

در سری کارهایی که کاراکتر پلیس وجود دارد اجازه نمی دهند که حتی کاراکتر پلیس با مزه باشد اما این اتفاق و نگاه نو به کاراکتر پلیس قصه برای اولین بار در سریال شما افتاد ؟چرا نمی توانیم با اقشار مختلف شغلی شوخی کنیم .

موردی که من اصرارداشتم و  در متن بود سعی کردم  در اجرا اتفاق بیفتد این بود که یک پلیس ایرانی را تصویر کنیم .اصولا این مورد برای خود من همیشه سئوال است که چرا معمولا هر دفعه ما راجع  به یک قشر حرف می زنیم ،راجع به آدمی که شغل او پرنگ تر به نظر می آید اکثر آن اقشار موضع گیری می کنند نمونه های زیادی از این موضوع دیدیم و اتفاق افتاده مثلا اگر راجع به یک پرستار در یک سریال حرف بزنیم کل جماعت پرستاری موضع می گیرند  .گوئی هر کدام از ما هر بخش فرهنگی را برای خودمان به صورت آینه در می آوریم.و در آینه دقت نمی کنیم که شاید این آینه  همه چیز را دقیق نشان می دهد و ما سریع دست به شکستن آینه می زنیم .اما در مورد گاو صندوق سعی کردیم یک پلیس ایرانی نشان دهیم  که اتفاقا باهوش است و اصلا شبیه کاراگاههای فرنگی نیست ،برای اینکه ما عادت کردیم پلیس را شبیه کاراگاههای  فرنگی  نشان می دهیم ،  در متن پلیس را  پلیس خانواده تصویر کردیم  این موضوع کمک می کرد که راحتر در آن مجتمع رفت و آمد کند ،در فرم نگارش فیلمنامه راههایی می توان پیدا کردکه کاراکترها باور پذیر باشند .

راستی یک سوال در مورد اعتراضهای شما به اکران فیلم کتاب قانون ؟

اتفاقاخوبه که روزنامه ی شما آقای جعفری را بخواهد و عملکرد چهار ساله اش را بررسی کند و با ایشان صحبت کند و علت هارا از ایشان بپرسد شاید آقای جعفری یک ناگفته هایی دارد که ما نمی دانیم .شاید شخصی وجود داشته که نمی گذاشت مثلا این کار را انجام دهد ، هر چه   پی گیری می کردم نمی دانم مشکل کجا بود ،  در یک دوره ای آقایان شمقدری و شورجه را مثال می زد و گفت این دونفر نمی گذارند فیلم تواکران شود،بعد که ما نظر این دو دوست عزیز را جلب کردیم گفت این دونفر نظرشان مساعد نیست شما اگر فیلم را اکران کنید پوست خربزه ای برای من و برای کل سینما خواهد بود ،شاید یک روز ایشان بیاید مصاحبه کند و حرف هایی بگوید که ما شگفت زده  شویم و مواردی را بازگو کند که ما نمی دانستیم .

  در سریالتان از گرفتن تصاویر مرسوم تلویزیونی فرار می کنید .این موارد قبلا  در نظر داشتید که به لحاظ تصویری کارمتفاوتی در مدیوم تلویزیون انجام دهید؟

از متنی که  دراختیار من قرار داده بودن اضافات آن بیرون ریخته شده بود

متن گاو صندوق سعی کرده بود از رادیوئی بودن پرهیز کند و تصویر باشد و همین اتفاق افتد و تصمیم گرفتیم در ساخت هم در مدت زمانی که مردم پای جعبه جادو می نشینند اهمیت تماشای تلویزیون را به باور برسانیم .زمانیکه تلویزون را روشن  و گاو صندوق را  انتخاب می کنید    سریال را با دقت تماشا کنید .سعی می کردم فرم تصاویر متنوع باشد و از اهالی این کار استفاده کنیم و ریتم خوب و تصاویر مورد نظر به تماشاگر منتقل شود .

راستی داستان آن تلفن شما به بانی فیلم و حواشی فردای آن روزنامه چه بود ؟

من تماس نگرفته بودم در واقع همیشه آمادگی این را دارم که اگر آن دوستان ادعا می کنند که آن نوار وجود دارد را پخش کنند و ما آماده ایم این اتفاق بیفتد .آن دوست عزیز در لحظه ای به من زنگ زد که در واقع در تدارک رساندن قسمت اول بودیم و این قسمت مشکلاتی داشت و قابل حل هم بود .او برای فروش روزانه کتاب قانون با من تماس گرفت و بعد متوجه شد که در چه موقعیتی هستم و نمی دانم چه اتفاقی افتاد اماخدا کند که نیت خیری داشته باشند .ما طبق معمول اصلاح و پخش سریالها را داریم   خداراشکر مشکل  در اصلاح و پخش مشکل عجیب و غریبی نداشتیم .اما درمورد کتاب قانون اعتراضات بسیاری داشتم دوسال تمام نامه نگاریهایی کردم و مصاحبه های زیادی داشتم  تا مشکل کتب قانون حل شود .

با توجه به حاشیه های کتاب قانون  و اکران آن در این فضا بافت وزارت ارشاد را چگونه می می بینیند ؟

هنوز زمانی نگذشته که بخواهم اظهار نظر کنم .

اما دوستانی که کرسیهایی را به حق در ارشاد در اختیار گرفتنئد فیلم شمارا اکران کردند ؟

من منتظر اتفاقات جدی تری در سینمای خودمان هستم و آرزو کردم آقای شمقدری نقش سینما  و اهمیت و قدرت این مدیوم را باور داشته باشد و بداند شان سینما ایران کجاست و برای تفکر اهمیت قائل شود در چهار سال گذشته تفکر توقیف شد ، از این حرف من استباط سیاسی نکنید توقیف شدن تفکر برای من فیلمساز یعنی اکران  صرف فیلمهای سینمای بدنه بروی پرده سینماها . فیلمهای که بروی پرده آمد و رفت به اسامی آنها نگاه کنید و بعد در یک ترازو مقایسه کنید فیلمهایی که از سینمای بدنه (وبه عبارتی بهتر سینمای سوپر تجاری) اکران شد.و سینمایی که اهل تفکر بود (به معنای جشنواره های خارجی رفتن نیست) فیلمی که سرآن به تنه اش می ارزید.  

با این رویه جدید فکر نمی کنید این حسن نیت وجود دارد ؟

آقای شمقدری تاکنون که معاونت سینمائی نبوده که ببینیم چه اتفاقی می افتد در حال حاضر منتظر اتفاقات تازه ای هستیم .درگفتگوهایی که از ایشان شنیدم این بود که ایشان زمان می خواهد و زمان هم وجود دارد و می تواند با اهالی سینما براحتی گفتگو کند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 12:56  توسط علیرضا و حمید | 

 

من سینما را اینگونه دیدم، خانم میلانی جور دیگر!

محمد درمنش که تازه‌ترین ساخته او یعنی «ماه‌وش» بر پرده سینماهاست، از افراد موسوم به گروه «تل فیلم» است که در دوره انقلاب فرهنگی اول در سال 59 شکل گرفت. او با جمعا یکصد و 10 نفر از دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور به فراگیری سینما در کلاس‌های آزاد تل فیلم با اساتیدی چون اکبر عالمی و هوشنگ توکلی پرداخت. درمنش سال‌ها به عنوان مدیر فیلمبرداری با کارگردان‌های ارزشی و بزرگ سینما کارکرده است. گروه تل فیلم را باید طیف انقلابی- هنری وفادار به ارزش‌های انقلاب دانست. به همین دلیل و با توجه به مضمون «ماه‌وش» گفت‌وگويی چالشي را با وی انجام دادیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 16:22  توسط علیرضا و حمید | 

دیگر عاشق سینما نیستم...

به عنوان نخستین سوال و با توجه به اینکه شاهد اکران سومین فیلم بلند سینمایی کارنامه‌ات هستیم، می‌خواهم بدانم چرا شهرام شاه‌حسینی تغییر مسیر داده و از آن جنس فیلم‌هایی که در دوران کارگردانی فیلم‌های کوتاهش ارائه می‌کرد دیگر خبری نیست و به سمت سینمای گیشه رفته‌ است؟
من از آن زمانی که آقای آفریده فیلم کوتاهم را ساعت 8 صبح در جشنواره فیلم کوتاه (سالن مرکز آفرینش‌های هنری) اکران کرد و با زور 3-2 نفر را از تختخواب بیرون کشیدم تا فیلمم را تماشا کنند تا به امروز، دلیل و برهان زیادی برای تغییر مسیر در روال کاری‌ام دارم! البته درباره دورانی صحبت می‌کنم که آقای عیاری و خانم بنی‌اعتماد داوران آن جشنواره بودند و فیلم «چراغ‌های خاموش» را مورد تحسین قرار دادند و آن را یک فیلم حرفه‌ای برشمردند. این اتفاق چندی بعد نیز تکرار شد، باز هم هیات ژوری به فیلم بیشترین امتیاز را دادند و باز هم فیلم من در جشنواره فیلم کوتاه تهران توسط برخی دوستان بایکوت شد. عادت کرده‌ام به این وضعیت «نادیده گرفته شدن» و اینکه حرفی هم نزنم.

 لینک صفحه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 16:17  توسط علیرضا و حمید | 
 

حاشيه‌هاي سوپر استار از زبان محمدرضا گلزار

 در پی انتشار خبرهای این روزها درباره شروع کار مجدد محمدرضا گلزار در سینما، رسانه‌های مختلف گفت‌وگوهایی با این بازیگر ترتیب دادند و درباره حواشی این مدت از او پرسیدند. روزنامه وطن امروز هم یکی از این مصاحبه‌ها را انجام داده است:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 16:11  توسط علیرضا و حمید | 
 

عکس جدید از گلزار در فیلم دموکراسی تو روز روشن .

 شبیه کیانو ریوز تو فیلم ماتریکس شده

متن کاملتر و عکس های دیگر

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 12:40  توسط علیرضا و حمید | 
 

 

مصاحبه علیرضا پور صباغ با محمد رضا گلزار چاپ شده در روزنامه وطن امروز 2/08/1388

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 13:14  توسط علیرضا و حمید | 
زین پس برای پاسخگوئی درباره شایعات چرندی که برای محمدرضا گلزار

بی خردان مطبوعاتی صفت می سازنند شخصا پاسخگو هستم و تمام

اخبار مربوط به محمدرضای عزیز و رد شایعات در خبرگزاری  فارس

منعکس می شود .نظرات خود را در مورد این ستاره بی همتای سینما

پیامک کنید .      ۰۹۳۶۹۹۵۵۸۹۷

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:9  توسط علیرضا و حمید | 

امروز با محمدرضا گلزار مصاحبه کردم .متن گفتگوی من با آًقا رضا

در روزنامه وطن امروز ۲ آبان به چاپ رسیده است .در ضمن متن

گفتگوی من با جواد شمقدری معاونت سینمائی در مجله جوانان ۱۴

مهرماه در کجاه جوانان و ۷ شهریور در روزنامه سینمائی فرهنگی امتیاز

به چاپ رسیده است .گفتگوی ۱۰۰ صفحه ای من با چنگیز جلیلوند به

صورت سه قسمتی در هفته نامه جهان سینما به چاپ رسیده است

که قسمت دوم این مصاحبه ۱۲ آبان در همین هفته نامه به چاژ می

رسد .بخشی از این گفتگو که مربوط به خاطرات چنگیز جلیلوند است

در مجله جوانان هفته آینده ۱۷ آبان منتشر می شود . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 0:12  توسط علیرضا و حمید | 
 بنا به دلایلی در روزنامه اطلاعات دیگر فعالیت نمی کنم .اما گفتگوی جنجالی مرا با محمدرضا رحمانی کارگردان فیلم دلخون می توانید در ماهنامه نقد سینما ِروزنامه امتیاز با حمید نعمت اله کارگردان فیلم در روزنامه امتیاز ببینید . در ضمن گفتگوی مفصل من با لیلا حاتمی را درماهنامه نقد سینما شمار ه آینده خواهید دید .از حسن توجه شما متشکرم .در ضمن حمید عزیز با من تماس بگیر در فصلی جدید می خواهم  مطالب تو  را در روزنامه بانی فیلم به چاپ برسانم .

عکس های سریال شوق پرواز را به صورت جمعی در یک از روزنامه ی صبح به چاپ خواهم رساند . مطالب روزانه خود را برایم ارسال کنید تا به چاپ برسانم .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 3:23  توسط علیرضا و حمید | 
 
كاركردهاي اخلاق سنتي و مدرن
 
 
 
 
 
این گفتگو در اطلاعات لندن ۲۵ خرداد نیز به چاپ رسید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 3:19  توسط علیرضا و حمید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ نگاه سینمایی به سینما دارد

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
عشق شیشه ای
گلزار همه وجودم
گلزار اکسیژن
طرفدار ده نمکی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM